معنای آمارگير

آمارگير

(صفت فاعلی مرکب) آمارهگير. آمارگيره. شمارگيرنده. محاسب.
(
لغت نامه دهخدا
, ص57)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]محاسب و مستوفى.
(
فرهنگ نفیسی
, ص43)
sourceLink

محاسب؛آمار :حساب . خسروى گفته است: بآمار گيرت گران لشكرى#نمايد فزون از حدو مر مرا
(
فرهنگ قواس
, ص92)
sourceLink

امارگير

(صفت فاعلی مرکب) ←آمارگير.
(
لغت نامه دهخدا
, ص226)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.